ﺩلی ﺳﻮﺧﺘﻪ ﺭﺍ گر ﺯ کرﻡ شاﺩ ﮐﻨﯽ
بهْ ز صد مسجد ویرانه که آباد کنی ...
شیخ بهایی
در این روزهای آخر عمرت
اگر نیاز هم نداشتی گاهی
بی بهانه و بی تخفیف خرید کن ...
ﺩلی ﺳﻮﺧﺘﻪ ﺭﺍ گر ﺯ کرﻡ شاﺩ ﮐﻨﯽ
بهْ ز صد مسجد ویرانه که آباد کنی ...
شیخ بهایی
در این روزهای آخر عمرت
اگر نیاز هم نداشتی گاهی
بی بهانه و بی تخفیف خرید کن ...
لاف عشق می زنی
و رنگ چشم های مادرت را
فراموش کرده ای!
آنکه از عشق گفت و مادرش
را نشناخت!
به عشقش شک کن
زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِینَ وَالْقَنَاطِیرِ الْمُقَنطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّةِ وَالْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَالْأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ذَٰلِکَ مَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَاللَّهُ عِندَهُ حُسْنُ الْمَآبِ
محبّت امور مادی، از زنان و فرزندان و اموال هنگفت از طلا و نقره و اسبهای ممتاز و چهارپایان و زراعت، در نظر مردم جلوه داده شده است؛ (تا در پرتو آن، آزمایش و تربیت شوند؛ ولی) اینها (در صورتی که هدف نهایی آدمی را تشکیل دهند،) سرمایه زندگی پست (مادی) است؛ و سرانجام نیک (و زندگیِ والا و جاویدان)، نزد خداست. (14 بقره)
فرمت : MP3
حجم : 3.82MB
زمان : 00:10:34
برای دانلود و پخش آنلاین روی عکس زیر کلیک کنید
ای بشر از چه گمان کردی که دنیا مال توست
ورنه پنداری که هر لحظه اجل دنبال توست
هر چه خوردی، مال مور و هر چه هستی مال گور
هر چه داری مال وارث، هر چه کردی مال توست...
ما بچه بودیم ...
بابام یخ فروش بود گاهی درآمد داشت گاهی هم نداشت .
گاهی نونمون خشک بود گاهی چرب
شاید ماهی یکبار هم غذای آنچنانی نمیخوردیم.
نون و پنیر و سبزی گاهی نون خالی...
اما چشممون گشنه نبود.
یه دایی داشتم اون زمان کارمند دولت بود .
ملک و املاک داشت و وضعش خوب بود.
مادرمون ماهی یک بار میبردمون منزل دایی .
زنش، زن خوبی بود .
آبگوشت مشتی بار میذاشت و
توی بیمارستان فیروز آبادی دستیار دکتر مظفری بودم. روزی از روزها دکتر مظفری ناغافل صدایم کرد اتاق عمل و پیرمردی را نشاندادن که باید پایش را بعلت عفونت می بریدیم. دکتر گفت که اینبار من نظارت می کنم و شما عمل می کنید.
به مچ پای بیمار اشاره کردم که یعنی از اینجا قطع کنم و دکتر گفت: برو بالاتر...
بالای مچ را نشان دادم و دکتر گفت برو بالاتر... بالای زانو را نشان دادم و دکتر گفت برو بالاتر... تا اینکه وقتی به بالای ران رسیدم دکتر گفت که از اینجا ببر. عفونت از این جا بالاتر نرفته
لحن و عبارت " برو بالاتر " خاطره بسیار تلخی را در من زنده میکرد. خیلی تلخ.
دوران کودکی همزمان با اشغال ایران توسط متفقین در محله پامنار زندگی می کردیم. قحطی شده بود و گندم نایاب بود و نانوایی ها تعطیل. مردم ایران و تهران بشدت عذاب و گرسنگی می کشیدند که داستانش را همه میدانند. عده ای هم بودند که به هر قیمتی بود ارزاق شان را تهیه می کردند و عده ای از خدا بی خبر ھم بودند که با احتکار از گرسنگی مردم سودجویی می کردند.
شبی پدرم دستم را گرفت تا در خانه همسایه مان که دلال بود و گندم و جو می فروخت برویم و کمی از او گندم یا جو بخریم تا از گرسنگی نمیریم.
پدرم هر قیمتی که می گفت همسایه دلال ما با لحن خاصی می گفت: برو بالاتر... برو بالاتر..
بعد از به هوش آمدن پیرمرد برای دیدنش رفتم. چقدر آشنا بود. وقتی از حال و روزش پرسیدم گفت :
- بچه پامنار بودم.
گندم و جو می فروختم.خیلی سال پیش. قبل از اینکه در شاه عبدالعظیم ساکن بشم...
دیگر تحمل بقیه صحبتهایش را نداشتم. شناخته بودمش.
خود را به حیاط بیمارستان رساندم.
من باور داشتم که
از مکافات عمل غافل مشو
گندم از گندم بروید جو ز جو
اما به هیچ وجه انتظار نداشتم که چنین مکافاتی را به چشمم ببینم.
👤دکتر عبدالوهابی (استاد آناتومی دانشگاه تهران)
سرانجام لحظه اى فرا مى رسد که زمان متوقف مى شود،و در پى آن روزى آغاز مى گردد که هیچ پایانى نخواهد داشت.
⚜️ در آن روز معیارهاى کاذب و فریبنده دیگر چاره ساز نخواهد بود؛یَوْمَ لَا یَنْفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ إلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ (88-89شعراء) "
⚜️ روزى که مال وفرزندان هیچ دردى را دوا نمى کنند، وفقط کسى رهایى مى یابد که با قلبى پاک و سالم به استقبال آن روز برود.
⚜️ آخرین پیام الهى و آیه اى که بر رسول الله ﷺ نازل شد ویک هفته پس از آن رسول الله ﷺ دارفانى را وداع گفتند، آیه٢٨١سوره بقره است که طى آن الله متعال ما را به همان روز واپسین تذکر داده است.
⚜️ الله متعال مى فرماید:(وَاتَّقُوا یَوْمًا تُرْجَعُونَ فِیهِ إِلَى اللَّهِ ۖ ثُمَّ تُوَفَّىٰ کُلُّ نَفْسٍ مَّا کَسَبَتْ وَهُمْ لَا یُظْلَمُونَ ).
⚜️"از روزى بترسید که در آن روز نزد الله باز گردانیده مى شوید و آنگاه سزاى اعمال هر کسى بدون هـیچ گونه حق کشى و ستمى به صورت تمام وکمال داده مى شود"
⚜️ آرى! در آن روز ذره ذره اعمال نیک وبد ما وزن خواهد شد بى آنکه بر کسى ستمى روا داشته شود،آخر پروردگارى که در دنیا بدیهاى ما را فقط یک بدى و نیکی هایمان را ده برابر ثبت مى کند،چگونه بر ما ستم روا مى دارد،این ما هستیم که با اعمال ناشایسته بر خود ستم مى کنیم❗️
⚜️ در آن روز فقط صاحبان قلب سلیم نجات پیدا مى کنند.
⚜️ پس همین اکنون قلبت را از شرک و کینه وغل وغش پاک بگردان،که در آن روز قلبت براى همگان نمایان مى گردد و رسوا مى شوى❗️
⚜️ تو پاک به دنیا آمدى،پس قبل از رفتن آلودگیها و ناخالصیها را در همین دنیا رها کن،که فردا در ملأ عام رسوا مى شوى❗️
⚜️ گناهانى را که در این دنیا کسب کرده اى با توبه در همین دنیا بگذار که در آن روز بارت سنگین مى شود واز قافله عقب مى مانى❗️
⚜️ بیایید خود را امروز شایسته این بگردانیم که فردا پروردگارمان به ما بگوید:( یا عِبَادِ لَا خَوْفٌ عَلَیْکُمُ الْیَوْمَ وَلَا أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ (زخرف،68)
⚜️ "اى بندکان من ! امروز هیچ بیم و اندوهى نخواهید داشت"
⚜️ پروردگارا! ما را در آن روز جزو بندگان برگزیده و نجات یافته ات بگردان.
آمین یارب العالمین.
ٱللَّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ