.::التماس دعا::.

۲۸۳ مطلب با موضوع «دلنوشته و سخن بزرگان» ثبت شده است

شنبه, ۱۵ آبان ۱۴۰۰، ۰۷:۲۵ ب.ظ پوریا قلعه
ریزه کاری‌ ها

ریزه کاری‌ ها

دوست داشتنِ مادرم را وقتی دیدم که در حالِ درست کردنِ کتلت بود و برای من سه تا برشته شده کنار گذاشت.
یا وقتی که ادکلن‌ام را سمتِ چپِ آینه گذاشت می‌دانست که دوست دارم آنجا باشد. یا آلبالو پلوهایش برای پسری که از راهِ دور رسیده و بوی غذا مستش می کند. یا صدای پدرم که وقتی به خانه می‌آید و می‌گوید: باباجان از آن آلو‌ها که دوست داری خریدم. این هم بیسکوئیت‌های چای عصرت. چون تو که قند نمی‌خوری.
یا اصلا همان وسطِ هندوانه که مال من است. حتی سهمِ ته دیگِ سیب زمینی‌اش!بی آنکه بخواهم بی آنکه بر زبان آورم
می‌دانی که چه می‌خواهم بگویم؟!
دوست داشتن همین ریزه کاری‌هاست
همین کتلت‌ها و هندوانه‌ها
همین بیسکوئیت چای عصر.
دوست داشتن همین عمل کردن‌هاست
همین  "حواسم هست‌ها"...
حرف را که همه بلدند بزنند...

۱۵ آبان ۰۰ ، ۱۹:۲۵ ۲ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
پوریا قلعه
چهارشنبه, ۵ آبان ۱۴۰۰، ۰۶:۵۰ ب.ظ پوریا قلعه
یخ زدگی

یخ زدگی

آخر آدم ها خیلی سخت اعتماد می کنند.
اما وقتی اعتماد کنند،دیگر خیلی چیز ها را نمی پرسند یا جستجو نمی کنند که از چیزی سر در بیاورند؛مثلا ممکن است هیچوقت نپرسند که با کسی جز خودشان در ارتباطی یا نه،ولی توی دل خودشان مطمئنند که چنین چیزی نیست.
چون اطمینان دارند و خودشان هم از انجام یک سری کار ها خودشان را محروم کرده اند فکر میکنند طرف مقابلشان هم همینطور است.
وقتی هم که نور به جاهای تاریک رابطه شان می تابد و خیلی چیز ها رو میشود،دیگر خشکشان نمی زند از تعجب یخ میزنند.

👤 حامد رجب پور

۰۵ آبان ۰۰ ، ۱۸:۵۰ ۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
پوریا قلعه
يكشنبه, ۱۸ مهر ۱۴۰۰، ۰۸:۱۵ ب.ظ پوریا قلعه
آخر این هم شد زندگی؟!

آخر این هم شد زندگی؟!

صبح به صبح هنوز چشم هایمان درست باز نشده اول تلگرام و اینستا را چک میکنیم که چی؟!
به فرض که فلان آدم هم آمد زیر پستمان چهارتا قلب و دوتا عزیزم قربانت شوم نوشت...
یا نه.... فلانی خیلی ناگهانی تصمیم گرفت بلاکمان کند....
یا مثلا یکی از دوستانمان دیگر این رِل نیست و تمام متن های عاشقانه اش شده سینگل باش و پادشاهی کن!!!!
یا این که فلان شخص فهمید ما در گران ترین رستوران شهر شام خوردیم و فقط خودش پولدار نیست!!

خب که چی؟! آخرش چی؟! این پست ها و قلب های سفیدی که بی هیچ فکر و حسی قرمزشان میکنیم میتوانند جای کتاب هایی که نخواندیم ...
جای بوسه هایی که بر صورت عزیزانمان ننشاندیم..
جای دست هایی که میتوانستیم بگیریم و نگرفتیم را پر کنند؟!
جای زمان از دست رفته مان را چطور؟!
جای آرزوهای در حال دفنمان را چطور؟!
میتوانند پر کنند...؟
به نظر من که اسم این زندگی هرچی که باشه زندگی نیست..!

 

👤غزل ناظمی

۱۸ مهر ۰۰ ، ۲۰:۱۵ ۰ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
پوریا قلعه
يكشنبه, ۱۸ مهر ۱۴۰۰، ۰۸:۱۱ ب.ظ پوریا قلعه
چشمخند

چشمخند

مهم تر از لبخند "چشمخند" است...
گاهی لبانت به خنده باز میشوند اما
چشمانت غمی را به دوش میکشند!
گاهی صدای قهقهه هایت در فضا میپیچد اما
در عمقِ چشمانت گریه پنهان شده است!
گاهی به ظاهر خوبی اما
چشمانت چیزِ دیگری را نشان میدهند!

"چشم ها" این دو گردالیِ کوچک
چه رازها که در دلِ سینه نگه میدارند و
چه شکست هایی را که بروز نمیدهند!

نکند حواسمان پرتِ خنده ی تصنعیِ کسی شود
و چشم هایش را از یاد ببریم!
زبانِ چشم ها را فهمیدن کارِ سختی نیست؛
کافیست جنسِ غم را بلد باشی!

 

👤محیا کاربخش

۱۸ مهر ۰۰ ، ۲۰:۱۱ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
پوریا قلعه
يكشنبه, ۱۱ مهر ۱۴۰۰، ۰۹:۰۱ ب.ظ پوریا قلعه
آدم هوس می کند تنها باشد

آدم هوس می کند تنها باشد

خب گاهی اوقات آدم هوس می کند تنها باشد،خودش باشد و خودش!
نه اینکه آدم منزویِ گوشه گیر یا افسرده یا اینکه از اطرافیانش فراری باشد،نه...!
گاهی آدم نیاز دارد به خودش استراحت بدهد و برای چند روزی هم که شده برای خودش زندگی کند!
موسیقی مورد علاقه اش را گوش بدهد،کتابِ مورد علاقه اش را بخواند،هر وقت که دلش خواست بخوابد،هروقت دلش خواست بیدار شود!
تنهایی قدم بزند و ساعت ها در فکر فرو برود!
بدونِ اینکه لازم باشد برای رفتارش توضیحی به کسی بدهد!
بدون اینکه نگران باشد که ای وای غذایش دیر شد، ای وای امروز خانه را گردگیری نکرد ،ای وای درآمدم برای این ماه کفایت نکرد و هزار فکر و استرسِ دیگر...
گاهی به تنها بودنِ اطرافیانتان رضایت بدهید!
اجازه بدهید بار روی دوشش را کم کند باور کنید روح و روانش جانِ تازه میگیرد،
و با حس و حالی بهتر به شما بازمی گردد!

 

👤 المیرا دهنوی

۱۱ مهر ۰۰ ، ۲۱:۰۱ ۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
پوریا قلعه
شنبه, ۲۰ شهریور ۱۴۰۰، ۰۹:۱۷ ق.ظ پوریا قلعه
حصار راحتی

حصار راحتی

دکتر اسپنسر جانسون، نویسنده کتاب چه کسی پنیر من را برداشت، فرق بین آدم‌ها و موش‌ها را این طور توصیف می‌کند.

 وقتی یک موش حس می‌کند تلاش‌هایش به نتیجه نمی‌رسد، روش خود را عوض می‌کند، اما وقتی آدم‌ها حس می‌کنند کاری که انجام می‌دهند به نتیجه نمی‌رسد، عصبانی و خسته می‌شوند و دوست ندارند روش خود را عوض کنند. حتی گاهی اگر کسی راهکار تازه‌ای را به آنها نشان دهد، حالت دفاعی به خود می‌گیرند و می‌گویند: «من همیشه این کار را همین طور انجام داده‌ام. «یا» من آدمی این مدلی هستم.»

در اصل این آدم‌ها از پذیرفتن راهکار تازه و انجام آن می‌ترسند و حس می‌کنند ترسشان به این معناست که دیگر روش‌ها اشتباه است.

اگر واقعا می‌‌خواهید در زندگی خود نتایج متفاوتی به دست بیاورید باید از حصاری که به منظور راحتی دور خود کشیده‌اید، پا را فراتر بگذارید و راهکارهای متفاوتی را امتحان کنید.

۲۰ شهریور ۰۰ ، ۰۹:۱۷ ۰ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
پوریا قلعه
دوشنبه, ۱۵ شهریور ۱۴۰۰، ۰۸:۵۴ ب.ظ پوریا قلعه
برگهای تقویم

برگهای تقویم

کسی را اگر دوست داری...
یک لحظه به نبودنش فکر کن...
دلت اگر نریخت،دلش را نلرزان...!
آسمان همیشه آبی نیست...
و آدم ها همیشه از سمتی که فکر می کنند محکم است می افتند...
هزار سال هم که بگذرد...
تلخی دهان آدم های بریده را
تمام شکر های دنیا هم عوض نمی کند...
کسی را اگر دوست داری،برایش همان باش که می خواهی باشد...
و یادت باشد...
تمام برگهای تقویم...
سهم تمام آدم ها نمی شود...

 

👤معصومه صابر

۱۵ شهریور ۰۰ ، ۲۰:۵۴ ۰ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰
پوریا قلعه
دوشنبه, ۱۵ شهریور ۱۴۰۰، ۰۸:۴۵ ب.ظ پوریا قلعه
خوب عشق کردی؟

خوب عشق کردی؟

اگه بچه داشتم، پسر یا دختر، ازش نمیپرسیدم : "مشقهاتو نوشتی یا نه؟"
میگفتم: "خوب عشق کردی؟"
و اگه احیانا هنوز این کارو نکرده بود، فحش بارونش می کردم.
بهش می گفتم: "پس منتظر چی هستی؟ منتظری همه ی دندونهات بریزه؟ ها؟ چی فکر کردی؟ فکر کردی عمرِ نوح داری؟ پس کی می خوای شروع کنی؟ کی؟ وقتی بازنشسته شدی؟ وقتی نصف عمرت هدر رفت؟ محضِ رضای خدا بجنب! برو جلو اگه دلت لرزید! منتظر نشو! امروز که داری زندگی میکنی. فردا شاید یه بمب یه راست بیفته رو کله ت ... وقت داره به سرعت میگذره ...
نکنه بی عشق، سقط شی! برو پیِ عشق!
آدمهایی که توی زندگی، درباره ت قضاوت می کنن، محرومن. مثلِ اونها نباش و زندگی کن! زندگی کن! حساب کتاب نکن ..."

 

آلن وتز
📙 نمایشنامه : کافه پولشری

۱۵ شهریور ۰۰ ، ۲۰:۴۵ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
پوریا قلعه
دوشنبه, ۱۵ شهریور ۱۴۰۰، ۰۳:۵۰ ب.ظ پوریا قلعه
جذاب تر!

جذاب تر!

هرچی بیشتر خودتو میگیری
براشون جذاب تر به نظر میای!

چون هنوز متوجه نشدن
که گرفتن خود
و الکی کلاس گذاشتن
مهارت آدماییه که از درون
پوچ و توخالی هستن!

و دقیقاً برعکس
آدمای پُر، فهمیده و عمیق
بسیار خاکی و صمیمین چون
انقدر از درون قوی و غنی هستن
که نیاز ندارن با قیافه گرفتن
ابراز وجود و جلب توجه کنن!

یادمون باشه
که این خود ما هستیم که
تعاریف رو عوض کردیم و مجالی
ایجاد کردیم که افرادی درون تهی
تبدیل به الگوهامون بشن
لطفاً سطحی نگر نباشیم.
.
 سپهر خدابنده

۱۵ شهریور ۰۰ ، ۱۵:۵۰ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
پوریا قلعه
پنجشنبه, ۱۱ شهریور ۱۴۰۰، ۰۱:۴۵ ب.ظ پوریا قلعه
عمر میگذرد

عمر میگذرد

عمر میگذرد و من بیش تر میفهمم
که هیچ چیز در دنیا
ارزش گریه کردن را ندارد!
ما آدم ها مدام چیزهایی را که اسمشان را مصیبت و بدبختی میگذاریم
در سرزمین افکارمان میچرخانیم و دور میکنیم و همین باعث میشود در صدسالگی حسرتِ لذت نبردن از زندگی را بخوریم!
شاید کلمه ی رها کردن و فرار کردن برای چنین لحظاتی به وجود آمده اند...
از غصه هایت فرار کن
در ناکجا آبادِ درونت رهایش کن؛
و به دنبال هر چیز که شادت میکند روانه شو...
زندگی اگر چیزهای زیادی برای گریه کردن دارد،
چیزهایی هم برای لبخند زدن دارد
فقط کافیست از ته دلت بخواهی که زندگی را زندگی کنی...

 

👤المیرا دهنوی

۱۱ شهریور ۰۰ ، ۱۳:۴۵ ۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰
پوریا قلعه