.::التماس دعا::.

۱۲۶ مطلب با موضوع «مورد علاقه های من» ثبت شده است

پنجشنبه, ۱۰ مهر ۱۳۹۹، ۱۱:۲۷ ب.ظ پوریا قلعه
ناگفته ها

ناگفته ها

حقیقتِ انسان ،

 

به آنچه اظهار می‌دارد نیست ...!

 

بلکه حقیقتِ او ،

 

نهفته در آن چیزی است که 

 

از اظهار  آن عاجز است ...!

 

بنابراین ،

 

اگر خواستی او را بشناسی 

 

نه به گفته‌هایش ؛

 

بلکه به ناگفته‌هایش گوش کن ...!

ادامه مطلب...
۱۰ مهر ۹۹ ، ۲۳:۲۷ ۳ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰
پوریا قلعه
دوشنبه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۹، ۰۱:۵۵ ب.ظ پوریا قلعه
ساده باش اما...

ساده باش اما...

ساده باش ؛ 
اما ساده قضاوت نکن نیمه ی پنهان آدم ها را 

ساده زندگی کن ؛ 
اما ساده عبور نکن از دنیایی که تنها یکبار تجربه اش می کنی 

ساده لبخند بزن ؛ 
اما ساده نخند به کسی که عمق معنایش را نمی فهمی

ساده بازگرد ؛ 

و 
به یاد داشته باش : 

هیچکس ارزش زانو زدن و شکسته شدن ارزش هایت را ندارد …

گاهی خودت را زندگی کن 

۲۴ شهریور ۹۹ ، ۱۳:۵۵ ۸ نظر موافقین ۸ مخالفین ۰
پوریا قلعه
جمعه, ۱۶ خرداد ۱۳۹۹، ۰۸:۱۰ ب.ظ پوریا قلعه
آیه هاى زندگى

آیه هاى زندگى

أَمَّنْ هُوَ قَانِتٌ آنَاءَ اللَّیْلِ سَاجِدًا وَقَائِمًا یَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَیَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ إِنَّمَا یَتَذَکَّرُ أُولُو الْأَلْبَابِ

(آیا چنین کسی با ارزش است) یا کسی که در ساعات شب به عبادت مشغول است و در حال سجده و قیام، از عذاب آخرت می‌ترسد و به رحمت پروردگارش امیدوار است؟! بگو: «آیا کسانی که می‌دانند با کسانی که نمی‌دانند یکسانند؟! تنها خردمندان متذکّر می‌شوند!» (زمر/٩)

 

 

 

الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَٰئِکَ الَّذِینَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَٰئِکَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ

همان کسانی که سخنان را می‌شنوند و از نیکوترین آنها پیروی می‌کنند؛ آنان کسانی هستند که خدا هدایتشان کرده، و آنها خردمندانند. (زمر/١٨)

۱۶ خرداد ۹۹ ، ۲۰:۱۰ ۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
پوریا قلعه
جمعه, ۹ خرداد ۱۳۹۹، ۱۱:۴۱ ب.ظ پوریا قلعه
خودتو کشف کن

خودتو کشف کن

تا زمانی که برای نجات خودت،

به بیرون از خودت تکیه کنی،

بارها و بارها زمین می خوری.

 

این قانون هستی است 

که با شکست های مکرر به تو بفهماند،

که باید دست از گدایی بکشی 

چون تو خودت پادشاه هستی!

خودت را کشف کن...

۰۹ خرداد ۹۹ ، ۲۳:۴۱ ۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
پوریا قلعه
جمعه, ۹ خرداد ۱۳۹۹، ۰۱:۲۴ ق.ظ پوریا قلعه
شانس چیست؟

شانس چیست؟

بهترین تعاریفی که برا شانس پیدا کردم 

 

شانس همون کار مثبتی هست، که تو در طبیعت انجام دادی و طبیعت به تو، یک کارخوب یا یک انرژی‌مثبت بدهکاره. 

 

و باید به تو، یک سود بده یا یک انرژی مثبت برسونه. 

 

چند راه بازگشت انرژی: 

 

🔵🔸از نظر سنتی:

تو نیکی میکنو در دجله انداز،

که ایزد در بیابانت دهد باز

 

🔵🔸از نظر قرآن:

هر کس ذره‌ای بدی و خوبی کند 

به او بازمیگردد

 

🔵🔸از نظر بودا:

قانون 'کارما' یعنی هر چیزی 

کار ماست و به ما بر میگرده. 

 

🔵🔸از نظر متافیزیک:

انرژی در طبیعت از بین نمیرود. وقتی انرژی‌ای رها میکنی حالتش عوض میشه و بر میگرده. 

 

 

نظم و شعوری در طبیعت حاکمه که قابل انکار نیست. 

هیچ کس، حتی کسی

ادامه مطلب...
۰۹ خرداد ۹۹ ، ۰۱:۲۴ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
پوریا قلعه
جمعه, ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۹، ۰۴:۵۹ ب.ظ پوریا قلعه
خدا پشت و پناهتان

خدا پشت و پناهتان

(وقتی چترت خداست)
بگذار ابر سرنوشت هر چقدر میخواهد ببارد
         (وقتی دلت با خداست)
بگذار هر کس میخواهد دلت را بشکند 
        (وقتی توکلت با خداست)
بگذار هر چقدر میخواهند با تو بی انصافی کنند
        (وقتی امیدت با خداست)
بگذار هر چقدر میخواهند نا امیدت کنند
       (وقتی یارت خداست)
بگذار هر چقدر میخواهند نا رفیق شوند
       (همیشه با خدا بمان )
چتر پروردگار، بزرگترین چتر دنیاست
چتر خدا بالای سر زندگیتون دوستان مهربانم

ممنون که مطالب رو دنبال میکنید و نظرات زیباتون رو ارسال میکنید🙏🏻🌸

۱۲ ارديبهشت ۹۹ ، ۱۶:۵۹ ۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
پوریا قلعه
پنجشنبه, ۲۸ فروردين ۱۳۹۹، ۱۲:۳۲ ق.ظ پوریا قلعه
قایق زندگى

قایق زندگى

ﻧﯿﻤﻪ شبی تعدادی دوست برای تفریح ﺑﻪ ﻗﺎﯾﻖ ﺳﻮﺍﺭﯼ رفتند.

 

ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺳﻮﺍﺭ شدن ﻣﺸﺮﻭﺏ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﻧﻮﺷﯿﺪﻧﺪ،

ﻭﺍﺭﺩ ﻗﺎﯾﻖ ﺷﺪﻧﺪ، ﭘﺎﺭﻭﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﭘﺎﺭﻭ ﺯﺩﻥ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﻣﺪﺕ ﻫﺎﯼ ﺯﯾﺎﺩ ﭘﺎﺭﻭ ﻣﯽ ﺯﺩﻧﺪ .

 

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺳﭙﯿﺪﻩ ﺯﺩ ﻭ ﻧﺴﯿﻢ ﺧﻨﮑﯽ ﻭﺯﯾﺪ ﻗﺪﺭﯼ ﺑﻪ ﻫﻮﺵ ﺁﻣﺪﻧﺪ ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ:

ﺑﺒﯿﻨﯿﻢ ﭼﻘﺪﺭ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﯾﻢ، ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺐ ﺭﺍ ﭘﺎﺭﻭ ﺯﺩﻩ ﺍﯾﻢ !

 

ﻭﻟﯽ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻮﺏ ﺍﺯ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺩﯾﺪﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭﺳﺖ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﺟﺎﯾﯽ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﺷﺐ ﭘﯿﺶ ﺑﻮﺩﻧﺪ . ﺁﻥ ﻭﻗﺖ ﺩﺭﯾﺎﻓﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ :

ﺁﻧﺎﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺐ ﺭﺍ ﭘﺎﺭﻭ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﻭﻟﯽ ﯾﺎﺩﺷﺎﻥ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﻃﻨﺎﺏ ﻗﺎﯾﻖ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺳﺎﺣﻞ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﻨﺪ !

 

ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺍﻗﯿﺎﻧﻮﺱ ﺑﯽ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻫﺴﺘﯽ، ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﻗﺎﯾﻘﺶ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺳﺎﺣﻞ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﺪ ﻫﺮ ﭼﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﮐﻪ ﺭﻧﺞ ﺑﺒﺮﺩ ﻭ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺑﺰﻧﺪ، ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﮐﺠﺎ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺭﺳﯿﺪ .

 

ﻗﺎﯾﻖ ﺁﮔﺎﻫﯽ ﺗﻮ ﺑﻪ ﮐﺠﺎ ﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ؟

ﺁﯾﺎ ﺑﻪ ﺑﺪﻧﺖ ﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪﻩ؟

ﺑﻪ ﺍﻓﮑﺎﺭﺕ؟

ﻭ ﯾﺎ ﺑﻪ ﻋﻮﺍﻃﻔﺖ؟

 

ﺑﺪﻥ، ﺍﻓﮑﺎﺭ ﻭ ﻋﻮﺍﻃﻒ،

ﺍﯾﻦ ﻫﺎ ﺳﺎﺣﻞ ﻫﺎﯼ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﻨﺪ.

 

ﺩﺭ ﺣﺎﻟﺖ ﻣﺴﺘﯽ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯽ ﺗﻤﺎﻡ ﻋﻤﺮﺕ ﺭﺍﭘﺎﺭﻭ ﺑﺰﻧﯽ، ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﯽ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻭ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﯽ ﻧﻬﺎﯾﺖ، ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﻧﺴﯿﻢ ﺧﻨﮏ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺑﻮﺯﺩ ﻭ ﺧﺮﺩ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻟﻤﺲ ﮐﻨﺪ،

ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺍﺷﻌﻪﺍﯼ ﺍﺯ ﻧﻮﺭ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﺨﻮﺭﺩ ﻭ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﻮﯼ ﻭ ﻧﮕﺎﻩﮐﻨﯽ، ﺩﺭﺧﻮﺍﻫﯽ ﯾﺎﻓﺖ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﺑﯿﻬﻮﺩﻩ ﭘﺎﺭﻭ ﺯﺩﻩﺍﯼ ﻭ ﺑﻪ ﻫﻤﺎﻥ ﺳﺎﺣﻠﯽ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﯼ ﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﯼ

ﺁنﻭﻗﺖ ﺍﯾﻦ ﻭﺍﻗﻌﯿﺖ ﺳﺎﺩﻩ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ ﻗﺎﯾﻖ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﻨﯽ.

 

بیاموز چگونه قایق را با یارى "الله" باز کنى.

۲۸ فروردين ۹۹ ، ۰۰:۳۲ ۲ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
پوریا قلعه
شنبه, ۲۳ فروردين ۱۳۹۹، ۰۹:۱۲ ب.ظ پوریا قلعه
ریشه در روح خود

ریشه در روح خود

بسیاری از مردم تنها برای خودنمایی زندگی می کنند

چنین مردمی به راستی در درون بسیار حقیرند؛

چون تنها مبتلایان به عقده حقارت؛ نیازمند خودنمایی هستند.

یک انسان واقعاً برتر هرگز خود را با دیگری مقایسه نمی کند.

او می داند که مقایسه پذیر نیست؛

و نیز می داند که دیگران هم با او مقایسه پذیر نیستند

او نه برتر است و نه حقیرتر.

این ذهن ماست که خالق این مفاهیم است.

اگر بتوانی در وجود خود ریشه بزنی؛

هوشیار؛ آگاه و ناظر باشی؛

خواهی دید که دیگر جسم نیستی؛

ذهن نیستی؛ قلب نیستی.

تو صرفاً به روحی شاهد مبدل شده ای

آن گاه قادری که حتی مرگ را شاهد باشی.

۲۳ فروردين ۹۹ ، ۲۱:۱۲ ۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
پوریا قلعه
سه شنبه, ۱۹ فروردين ۱۳۹۹، ۰۷:۳۴ ب.ظ پوریا قلعه
خدایا شکرت واسه حضورت🤲🏻

خدایا شکرت واسه حضورت🤲🏻

خداجان!!!

نمی توانم نامت را در دهانم

و تو را

در درونم

پنهان ڪنم...

گل با بوی خود چه می ڪند؟

گندمزار با خوشه اش؟

طاووس با دمش؟

چراغ با روغنش؟

با تو سر به ڪجا بگذارم؟

ڪجا پنهانت ڪنم؟

وقتی ،

تو را در حرڪات دست هایم،

موسیقی صدایم

و توازن گام هایم

می بینند. ..

جانان!!!

من تپش‌های بهار را می‌شمارم

در قلب پرندگان

و لرزش خارها و برگ و بهار را می‌شمارم

بی‌شمار

تویی

ڪه در تمام خانه پراڪنده‌ای...

شڪر بابت این همه حضور خدا🌸

۱۹ فروردين ۹۹ ، ۱۹:۳۴ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
پوریا قلعه
شنبه, ۱۶ فروردين ۱۳۹۹، ۰۳:۰۸ ق.ظ پوریا قلعه
آرامش

آرامش

پادشاهی جایزه بزرگی برای هنرمندی گذاشت که بتواند به بهترین شکل ، آرامش را تصویر کند.

نقاشان بسیاری آثار خود را به قصر فرستادند.

آن تابلو ها ، تصاویری بودند از جنگل به هنگام غروب ، رودهای آرام ، کودکانی که در خاک می دویدند ، رنگین کمان در آسمان ، و قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ.

پادشاه تمام تابلو ها را بررسی کرد ، اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد.

اولی ، تصویر دریاچه ی آرامی بود که کوههای عظیم و آسمان آبی را در خود منعکس کرده بود.

در جای جایش می شد ابرهای کوچک و سفید را دید، و اگر دقیق نگاه می کردند، در گوشه ی چپ دریاچه، خانه ی کوچکی قرار داشت، پنجره اش باز بود، دود از دودکش آن بر می خواست، که نشان می داد شام گرم و نرمی آماده است.

 

تصویر دوم هم کوهها را نمایش می داد.

اما کوهها ناهموار بود ، قله ها تیز و دندانه ای بود.

آسمان بالای کوهها بطور بیرحمانه ای تاریک بود، و ابرها آبستن آذرخش، تگرگ و باران سیل آسا بود.

این تابلو هیچ با تابلو های دیگری که برای مسابقه فرستاده بودند، هماهنگی نداشت.

اما وقتی آدم با دقت به تابلو نگاه می کرد، در بریدگی صخره ای شوم، جوجه پرنده ای را می دید.

آنجا، در میان غرش وحشیانه ی طوفان ، جوجه گنجشکی ، آرام نشسته بود.

 

پادشاه درباریان را جمع کرد و اعلام کرد که برنده ی جایزه ی بهترین تصویر آرامش، تابلو دوم است.

بعد توضیح داد :

آرامش آن چیزی نیست که در مکانی بی سر و صدا ، بی مشکل ، بی کار سخت یافت می شود ، چیزی است که می گذارد در میان شرایط سخت ، آرامش در قلب ما حفظ شود.این تنها معنای حقیقی آرامش است .

۱۶ فروردين ۹۹ ، ۰۳:۰۸ ۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
پوریا قلعه