.::التماس دعا::.

۵۲۰ مطلب با موضوع «سنگین» ثبت شده است

سه شنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۸، ۰۳:۱۳ ب.ظ پوریا قلعه
فرهنگ سه خطی

فرهنگ سه خطی

روزی "فرانتس کافکا" نویسنده مشهور چک تبار، در حال قدم زدن در پارک ، چشمش به دختر بچه‌ای افتاد که داشت گریه می کرد. کافکا جلو می‌رود و علت گریه ی دخترک را جویا می شود .
دخترک همانطور که گریه می کرد پاسخ می‌دهد : " عروسکم گم شده ... "
کافکا با حالتی کلافه پاسخ می‌دهد : " امان از این حواس پرت ... گم نشده ، رفته مسافرت ! "
دخترک دست از گریه می‌کشد و بهت زده می‌پرسد : " از کجا می‌دونی ؟! "
کافکا هم می گوید : " برات نامه نوشته و اون نامه پیش منه ... "
دخترک ذوق زده از او می پرسد که

ادامه مطلب...
۱۵ مرداد ۹۸ ، ۱۵:۱۳ ۶ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
پوریا قلعه
سه شنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۸، ۱۱:۱۶ ق.ظ پوریا قلعه
شاد بودن

شاد بودن

شادمان بودن وضعیتی ناخودآگاه است؛ توجه بیش از اندازه به آن، دستیابی به آن را بسی دشوارتر خواهد کرد. چنان که "جان استوارت میل" گفته است: " کافی است که از خود بپرسید که آیا شادید تا دیگر شاد نباشید."
شادمانی آن چیزی نیست که احتمالا شما فکر می‌کنید. این پنداری طبیعی به نظر می‌رسد که شادمانی را معادلِ لذت بدانیم؛ در حالیکه لذت گذراست و شادمانی وابسته است به چیزهایی مانند کرامت، عزت‌نفس، تعهد و مسئولیت‌پذیری. ارسطو این را دریافته بود که اظهار کرد: "شادمانی تجربه نیست؛ بلکه فعالیت است."

 

✍️ مارک ورنون

۱۵ مرداد ۹۸ ، ۱۱:۱۶ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
پوریا قلعه
سه شنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۸، ۰۹:۰۴ ق.ظ پوریا قلعه
سکوت میکنم!

سکوت میکنم!

سکوت میکنم!
بلند تر از فریاد هایت!
بی صدا تر از گریه هایت!
زیباتر از قطره های باران، در آن کوچه رویایی!
تلخ تر از دیدار آخر!
سکوتی پر از ناگفته ها!
پر از خاطرات!
می شنوی اش؟!


دلنوشته عاطفه حیدری

۱۵ مرداد ۹۸ ، ۰۹:۰۴ ۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
پوریا قلعه
سه شنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۸، ۰۸:۳۳ ق.ظ پوریا قلعه
قلب و گنج

قلب و گنج

هرجا قلبت باشد ؛
گنجت هم همانجاست
قلب تو زنده است ...
همچنان به آنچه برای گفتن دارد
گوش بسپار ...
هرگز نمی توانی قلبت را خاموش کنی
و حتی اگر وانمود کنی
به او گوش نمی دهی ...
باز همیشه در درون سینه ات
به تکرار نظرش درباره زندگی
و جهان ادامه می دهد.
هیچ کس نمی تواند از قلبش بگریزد.
برای همین بهتر است آنچه را
که می گوید ؛ بشنوی.
در این صورت هرگز ضربه ای را
دریافت نمی کنی که
انتظارش را نداشته باشی ...

۱۵ مرداد ۹۸ ، ۰۸:۳۳ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
پوریا قلعه
دوشنبه, ۱۴ مرداد ۱۳۹۸، ۱۰:۱۰ ق.ظ پوریا قلعه
زمین خوردن گاهی هم زخمی شدن

زمین خوردن گاهی هم زخمی شدن

یه ﻭﻗﺘﺎ ﻻﺯﻡ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺨﻮﺭﯼ ....
ﺗﺎ ﺑﺒﯿﻨﯽ ﮐﯿﺎ ﭘﺸﺘﺘﻦ ...
ﮐﯿﺎ ﺑﺎﻋﺚ ﺭﺷﺪﺗﻦ ...
ﮐﯿﺎ ﻣﯿﺮﻥ ...
ﮐﯿﺎ ﻫﻤﻪ ﺟﻮﺭﻩ ﻣﯿﻤﻮﻧﻦ!!!

 

ﮔﺎﻫﯽ ﻻﺯﻡ ﺟﻮﺭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺨﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﺯﺧﻤﯽ ﺑﺸﯽ ...
ﺯﺧﻤﺎﺗﻮ ﺑﺎﺯ ﺑﺰﺍﺭﯼ ﺗﺎ ﺑﺒﯿﻨﯽ ...
ﮐﯿﺎ ﻧﻤﮏ ﻣﯿﭙﺎﺷﻦ ...
ﮐﯿﺎ ﻣﺮﻫﻢ ﻣﯿﺰﺍﺭﻥ ...
ﮐﯿﺎ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻫﻢ ﺩﺭﺩﻥ ...
ﮐﯿﺎ ﻫﻢ ﺧﻮﺩ ﺩﺭﺩﻥ ...

ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ ﺗﺎ ﺯﺧﻤﯽ ﻧﺸﯽ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﺑﻔﻬﻤﯽ ﮐﯽ ﭼﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭﯼ ﻣﯿﮑﻨﻪ!!!
ﺩﺳﺖ ﯾﻪ ﮐﺴﺎﯾﯽ ﻧﻤﮏ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ ﮐﻪ ﺭﻭﺷﻮﻥ ﻗﺴﻢ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩﯼ ...
ﻭ ﯾﻪ ﮐﺴﺎﯾﯽ ﻣﺮﻫﻢ ﻣﯿﺰﺍﺭﻥ ﮐﻪ ﺍﺻﻼ ﯾﺎﺩﺷﻮﻥ ﻧﻤﯿﮑﺮﺩﯼ ...
ﺯﻣﯿﻦ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺭﯼ ﻣﯿﺒﯿﻨﯽ!!!

ﮐﯿﺎ ﺧﻮﺩﯼ ﻫﺴﺘﻨﺪ..........
ﮐﯿﺎ ﻧﺨﻮﺩﯼ ﻫﺴﺘﻨﺪ............
ﮐﯿﺎ ﻫﻢ ﺑﯿﺨﻮﺩﯼ ﻫﺴﺘﻨﺪ..........

۱۴ مرداد ۹۸ ، ۱۰:۱۰ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
پوریا قلعه
دوشنبه, ۱۴ مرداد ۱۳۹۸، ۰۹:۵۷ ق.ظ پوریا قلعه
وقتی میمیریم

وقتی میمیریم

وقتی میمیریم
ما را به اسم صدا نمیکنند 
و درباره ما میگویند: 
جسد کجاست ؟
و بعد از غسل دادن میگویند: 
جنازه کجاست؟
و بعد از خاک سپاری میگویند: 
قبر میت کجاست؟

همه لقب ها و پست هایی که در دنیا داشتیم،
بعد از مرگ فراموش میشه؛
مدیر، مهندس، مسؤول، دکتر، بازرس...
 
زخاک افریدت خداوند پاک 
پس ای بنده افتادگی کن چو خاک

۱۴ مرداد ۹۸ ، ۰۹:۵۷ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
پوریا قلعه
يكشنبه, ۱۳ مرداد ۱۳۹۸، ۰۲:۰۳ ب.ظ پوریا قلعه
هم اینک، همینجا زندگی کن!

هم اینک، همینجا زندگی کن!

هم اینک، همینجا زندگی کن! 

زندگی کردن در امید، زندگی کردن در آینده است

و این خود به تعویق انداختن زندگی به معنای واقعیست. 


این نه راه زندگی کردن، که راه خودکشی است.

هیچ احتیاجی به امید نیست و هیچ احتیاجی به احساس ناامیدی هم نیست. 


هم اینک، همینجا زندگی کن. 

زندگی به طرز فوق العاده ای لذت بخش است. 


همینجا دارد می بارد و تو جای دیگری را می نگری.


اشو 

الماسهای آگاهی

۱۳ مرداد ۹۸ ، ۱۴:۰۳ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
پوریا قلعه
شنبه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۸، ۰۱:۳۰ ب.ظ پوریا قلعه
شش آئین زندگی

شش آئین زندگی

شش آئین زندگی


قبل از دعا، ایمان داشته باش 

قبل از صحبت کردن، گوش بده

قبل از خرج کردن ،بدست بیار

قبل از نوشتن ،فکر کن

قبل از تسلیم شدن ، تلاش کن

قبل از مردن ، زندگی کن

۱۲ مرداد ۹۸ ، ۱۳:۳۰ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
پوریا قلعه
پنجشنبه, ۱۰ مرداد ۱۳۹۸، ۱۰:۵۰ ق.ظ پوریا قلعه
واقعی نیستم!

واقعی نیستم!

فردی به دکتر مراجعه کرده بود ، در حین معاینه یک نفر بازرس از راه میرسه و از دکتر میخواهد که مدارک نظام پزشکی اش را ارائه دهد!



دکتر بازرس را به کناری میکشد و پولی دست بازرس میذاره و میگه : من دکتر واقعی نیستم!

شما این پول رو بگیر بی خیال شو 


بازرس که پولو میگیره از در خارج میشه!


مریض یقه ی بازرس رو میگیره و اعتراض میکنه!


بازرس میگه منم بازرس واقعی نیستم و فقط برای اخاذی اومده بودم ولی توی مریض میتونی از دکتر قلابی شکایت کنی!


مریض لبخند تلخی میزنه و میگه : اتفاقأ من هم مریض نیستم اومدم که چند روز استراحت استعلاجی بگیرم برای مرخصی محل کارم!

۱۰ مرداد ۹۸ ، ۱۰:۵۰ ۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
پوریا قلعه
دوشنبه, ۷ مرداد ۱۳۹۸، ۱۱:۴۹ ق.ظ پوریا قلعه
عشق پدیده‌ای حس کردنی است نه فکر کردنی

عشق پدیده‌ای حس کردنی است نه فکر کردنی

آدم‌ها عاشق ما نمی‌‌شوند ، آدم‌ها جذب ما می‌‌شوند.


در لحظه‌ای حساس حرف‌هایی‌ را می‌‌زنیم که شخصی‌ نیاز به شنیدنش داشته.


در یک لحظه ی حساس طوری رفتار می‌‌کنیم که شخص احساس می‌‌کند تمام عمر در انتظار کسی‌ مثل ما بوده


در یک لحظه ی حساس حضور ما ، وجودِ شخص را طوری کامل می‌‌کند که

ادامه مطلب...
۰۷ مرداد ۹۸ ، ۱۱:۴۹ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
پوریا قلعه