.::التماس دعا::.

۵۰۰ مطلب با موضوع «سنگین» ثبت شده است

پنجشنبه, ۲۸ شهریور ۱۳۹۸، ۰۶:۴۵ ب.ظ پوریا قلعه
سکوت کتاب

سکوت کتاب

‏در زندگى کسانى هستند

که مثل کتاب‌ها حرف مى‌زنند،

این افراد تصور مى‌کنند براى این که دیگران به حرف‌هایشان گوش دهند باید لحنى جدى به کار ببرند.

با صدایى وحى مانند حرف بزنند.

از این آدم‌ها باید دورى کرد.

بیشتر از یک دقیقه نمی‌توان مؤدبانه به حرف‌هایشان گوش داد...

حتی وقتى از حقیقت حرف مى‌زنند،

حقیقت را با آنچه مى‌گویند مى کُشَند.

 

ولى شگفت‌آورترین شگفتی‌ها برخورد

اینجا و آنجا با آدم‌هایى است

که بلدند مثل کتاب‌ها ساکت بمانند.

آدم از نشست و برخاست

با این افراد خسته نمى‌شود.

چنان خودمانى‌اند که انگار آدم با خودش تنهاست؛

رها،

آرام

و دست‌خوش سکوتى

که حقیقت همه چیز است.

۲۸ شهریور ۹۸ ، ۱۸:۴۵ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
پوریا قلعه
سه شنبه, ۲۶ شهریور ۱۳۹۸، ۰۵:۰۰ ب.ظ پوریا قلعه
درون انسان

درون انسان

درون هر آدمی که میشناسید

یک آدمی هست

که اصلا نمیشناسید...!!

۲۶ شهریور ۹۸ ، ۱۷:۰۰ ۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
پوریا قلعه
سه شنبه, ۲۶ شهریور ۱۳۹۸، ۱۰:۵۵ ق.ظ پوریا قلعه
حکایت آشنا...

حکایت آشنا...

روزی شخص نانوایی مردی با لباس کهنه و فقیرانه ای  را دید که به طرف مغازش می‌آید..با خودش گفت حتما این فقیری است که می خواهد نانی را گدایی کند.وقتی آن مرد رسید گفت نان تمام شده،مرد از آنجا دور شد..دوست نانوا که آن مرد را از سر کوچه دیده بود به نانوا رسید و گفت"او را شناختی.؟نانوا گفت نه..حتما فقیری بود که نان مجانی می خاست و من به او گفتم نان تمام شده..دوست نانوا گفت وای بر تو..آن مرد استاد و زاهد بزرگ شهر است..نانوا تا فهمید به سمت زاهد دوید و گفت مرا ببخش که شما را نشناختم..و از زاهد خواهش کرد که او را به شاگردی قبول کند زاهد قبول نکرد ولی نانوا اصرار کرد که اگر مرا به شاگردی  قبول کنی تمام شهر را نان مجانی دهم...زاهد به خاطر شرطش او را قبول کرد...روزی در کلاس درس نانوا از زاهد پرسید که ای شیخ"جهنم کجاست؟


شیخ گفت جهنم جاییست که تکه نانی را برای رضای خدا ندهند و شهری را برای رضای بنده ای نان دهند...

۲۶ شهریور ۹۸ ، ۱۰:۵۵ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
پوریا قلعه
سه شنبه, ۲۶ شهریور ۱۳۹۸، ۰۸:۲۹ ق.ظ پوریا قلعه
معنی زندگی چیست؟

معنی زندگی چیست؟

💎 فیلسوف یونانی با این پرسش به سخنرانی خود خاتمه داد، آیا کسی سؤالی دارد؟
رابرت فولگام، نویسنده ای مشهور در بین حضار بود و پرسید جناب آقای دکتر پاپادروس، معنی زندگی چیست؟
همه حضار خندیدند.
پاپادروس، مردم را به

ادامه مطلب...
۲۶ شهریور ۹۸ ، ۰۸:۲۹ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
پوریا قلعه
دوشنبه, ۲۵ شهریور ۱۳۹۸، ۰۹:۳۹ ق.ظ پوریا قلعه
سادگی صداقت

سادگی صداقت

در صداقت 
عمقی است که در 
دریا نیست 

و در سادگی بلندایی است 
که در کوه نیست 

سادگی مقدمه 
صداقت است 


و فاصله سادگی تا صداقت 
دریا دریا معرفت است...

۲۵ شهریور ۹۸ ، ۰۹:۳۹ ۳ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
پوریا قلعه
يكشنبه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۸، ۰۴:۱۸ ب.ظ پوریا قلعه
عکس روی طاقچه

عکس روی طاقچه

تا حالا به لحظه تحویل سال1478 فکر کردید!!! ؟؟
 

همه بلند میشن، روی همدیگر رو می بوسن ، و فرا رسیدن سال نو رو بهم تبریک میگن و ...

 اون وسط یک مهربون از جمع جدا میشه و  قاب عکسی را می بوسه و روش دست می کشه و میگه روحت شاد مامان بزرگ، روحت شاد پدر بزرگ !!!  

میدونید اون عکس کیه ؟

ادامه مطلب...
۲۴ شهریور ۹۸ ، ۱۶:۱۸ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
پوریا قلعه
يكشنبه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۸، ۰۲:۵۰ ب.ظ پوریا قلعه
ذهنت را بشکن

ذهنت را بشکن

وقتی انسان برای اولین بار نارگیل سفت را برداشت ، هرگز فکر نمی‌کرد میان قالب قهوه ای رنگ آن ، شیره ای خوش طعم و بو و جسمی سفید و پر خاصیت باشد ...!!!

برای "باز کردن اندیشه"،  خود را باید "شکست" ... عقاید و باورهای خود را ، احساس خود را، 

باید روزنه های "نو" را باز کرد تا از قالب کهن و بی منطق گریخت...!

هیچ گاه مانند یک نارگیل بسته نمان

"با ذهنی نو، جهانی نو بساز"

چقدر زیبا می توان زندگی کرد وقتی می توان "معمار زندگی" خود بود.

۲۴ شهریور ۹۸ ، ۱۴:۵۰ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
پوریا قلعه
يكشنبه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۸، ۰۱:۲۷ ب.ظ پوریا قلعه
راز موفقیت

راز موفقیت

گویند از مردی که صاحب یکی از بززگترین فروشگاه‌های زنجیره‌ای در جهان است پرسیدند:

 

«راز موفقیت شما چه بوده؟»

او در پاسخ گفت :
« زادگاه من انگلستان است. در خانواده‌ی فقیری به دنیا آمدم و چون خود را به

ادامه مطلب...
۲۴ شهریور ۹۸ ، ۱۳:۲۷ ۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
پوریا قلعه
يكشنبه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۸، ۱۱:۵۹ ق.ظ پوریا قلعه
هفت چیز بدون هفت چیز دیگر خطرناک است:

هفت چیز بدون هفت چیز دیگر خطرناک است:

ثروت بدون زحمت
دانش بدون شخصیت
علم بدون انسانیت
سیاست بدون شرافت
لذت بدون وجدان
تجارت بدون اخلاق
و عبادت بدون ایثار

 

گاندی

۲۴ شهریور ۹۸ ، ۱۱:۵۹ ۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
پوریا قلعه
شنبه, ۱۶ شهریور ۱۳۹۸، ۰۸:۳۲ ق.ظ پوریا قلعه
میدونید ضرب المثل«سرش بره قولش نمیره» از کجا اومده؟؟؟

میدونید ضرب المثل«سرش بره قولش نمیره» از کجا اومده؟؟؟

روی دستش " پسرش " رفت ولی " قولش نَه "

نیزه ها تا " جگرش "رفت ولی " قولش نَه "

این چه خورشید غریبی است که با حال نزار

پای " نعش قمرش " رفت ولی " قولش نَه "

شیر مردی که در آن واقعه " هفتاد و دو " بار

دست غم بر " کمرش " رفت ولی " قولش نَه "

هر کجا مینگری  " نام حسین است و حسین "

ای دمش گرم " سرش " رفت ولی " قولش نَه "

 


السَّلامُ عَلَیْک یا اَباعَبْدِاللهِ الحُسَین

۱۶ شهریور ۹۸ ، ۰۸:۳۲ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
پوریا قلعه