هر وقت بابام میدید لامپ اتاق یا پنکه روشن و من بیرون اتاقم، میگفت
چرا اسراف؟
چرا هدر دادن انرژی؟
آب چکه میکرد، میگفت: اسراف حرامه!
اتاقم که بهم ریخته بود میگفت: تمیز و منظم باش، نظم اساس زندگیه
حتی در زمان بیماریش نیز تذکر میداد
مدام حرفهای تکراری وعذابآور،
تا اینکه روز خوشی فرا رسید، چون



